احمد مجد الاسلام كرمانى

363

سفرنامه كلات ( فارسى )

پادشاهى و لو هر قدر قاهر و قادر باشد نميتواند ملت را از مطالبه حقوق مشروعه خود باز دارد مثل آنكه هيچ معمار دانائى نميتواند دور فضا را ديوار بكشد و هيچ اسكندر توانائى نميتواند در جلو سيل تمدن سدى قرار بدهد ، بلى چيزى كه بر مناديان عدالت لازم است گفتن و نوشتن و ميان مردم منتشر نمودن است تا چشم و گوش مردم باز شود و بىچاره دشمنان عدالت خيال ميكنند از بستن زبان و شكستن قلم چند نفر اين آواز را خاموش كردن مىتوانند و حال آنكه هر قدر بيشتر در خمود اين نائر نورانى سعى كنند شعله‌اش زيادتر خواهد شد مثل اينكه مخصوصا دامن بر آتش زده باشند ، مثلا روزنامه حبل المتين در تمام ايران هفتصد نسخه منتشر ميشد ، وقتى كه امين السلطان ورود او را به خاك ايران رسما قدغن كرد قريب هزار نسخه در لف پاكت و بسته امانت براى هركس وارد مىشد و هر نسخه را اقلا پنجاه نفر دست بدست ميبردند و ميخواندند ، و بعد از آنكه دو مرتبه اجازه ورود دادند زياده از پنجهزار نفر براستى مشترى پيدا شد ، همين روزنامه ادب در دوره اديب الممالك پانصد نسخه در تمام داخله و خارجه مصرف نداشت ، ولى وقتى كه با بنده شد يكى دو مرتبه توقيف موقتى شد مشترى او به هزار نفر رسيد و شايد آن هزار نسخه را سه هزار نفر زيادتر ميخواندند ، اما حالا كه اداره تحير و روزنامه توقيف و مدير محبوس شد ، هزار مرتبه عنوانش بيشتر شده و هركس داراى چند نسخه از آن باشد مكرر ميخواند و اهميت ميدهد و در تمام مملكت اين صحبت منتشر شده و مردم با يكديگر مذاكره مينمايند كه چون فلانى دم از عدالت ميزده ، گرفتار حبس و توقيف شده و روزنامه‌هاى دنيا هم اين مطلب را با هزار آب و تاب مينويسند و كمال اهميت را به اين مطلب مختصر ميدهند چنان كه دو سه نمره از روزنامه ارشاد را كه به زبان تركى در بادكوبه منتشر مىشود ، ميرزا فرج اللّه خان همراه خودش آورده بود درباره ما صريحا نوشته بود : گناه آنها عدالت‌خواهى و مشروطه‌طلبى و آزادى